الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )
30
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )
بندگان و حشر و نشر ارتباط و اتصال دارد . آرى اين بيداريى كه اسلام به وجود آورد ، همان كشش اساسى تمدن بزرگ اسلامى در طول قرون است كه پشت سر هم به ظهور پيوسته و واكنش و تحول مستمرى است كه در برخورد فكرى و علمى با ملتهاى ديگر حاصل شده است . مطلبى كه بههيچوجه شك و ترديد در آن راه ندارد اين است كه شيعه از بزرگترين شركتكنندگان در پيشبرد تمدنها در تمام اشكال و رنگها ، در تمام ميدانهاى علمى و فكرى در طول قرنها است . آنچه در فصول اين كتاب خواهد آمد شواهدى گويا از آثارى است كه شيعه بهجا گذاشته است . آثار شيعه در فلسفه در اينجا شخصيت فكرى شيعه ، با وضوح و روشنى بيشتر از هر موضوع ديگرى خودنمايى مىكند و براى اثبات اين معنى بايد گفت روشنترين چهرههاى فلسفى و رجال فكر ( اسلام ) همه شيعه بودهاند و هوادارى از تشيع در آراء و نظريات آنها نمودار است . و از جملهء آنها : هشام بن حكم ، جابر بن حيان ، ابو يوسف كندى ، فرزندان نوبخت ، فارابى ، ابو زيد بلخى ، و ابو بكر رازى هستند كه شيعه بودند ، و تمايلات تشيع در آراء و نظريات آنها مشهود است . خاصه فضل بن ابى سهل بن نوبخت ، حسن بن موسى نوبختى ، فارابى ، ابو زيد بلخى ، ابو بكر رازى ، ابن سينا ، همدانى صنعانى ، ابن مسكويه ، بيرونى ، قطب الدّين رازى ، جلال الدّين دوانى ، غياث الدّين كاشانى ، فيض كاشانى ، عبد الرزاق لاهيجى ، ميرداماد ، صدر المتألهين ، سبزوارى - صاحب منظومهء فلسفى - و ديگران كه از اركان فلسفه و از نوابغ فكرى اسلامى هستند كه به آنها اشاره كرديم و در قسمت شرح احوال نام آنها برده شده است . بسيار مشكل است از تمام رجال فلسفهء شيعه نام ببريم و تمام افكار و مؤلفات آنها را بشناسيم ، زيرا اين كار فوق توان يك فرد است . و فقط آن عده را كه در بين فلاسفهء شيعه در قسمت دوم نام برده شدهاند خواهيم گفت . فلاسفهء شيعه نظريات فلسفى مهمى دارند كه شايد كسى در آن آراء بر آنها سبقت يا امتياز نداشته باشد . يكى از آن نظرها بطلان فلسفهء تسلسل و لا يتناهى است كه از مهمترين قواعد فلسفى است و بر آن نظريات بسيارى مترتب است و در فلسفهء ماوراى طبيعت و غير آن نيز مؤثر است . مهمترين مباحث فلسفهء ماوراى طبيعت در يك محيط فلسفى موضوع حدوث عالم و ماده ، اثبات صانع قديم ، ارتباط و اتصال